من هادی احمدی هستم؛ نویسنده، شاعر و مدرس ITIL.
بهشدت وسواس دارم روی سبک منحصر نوشتن، معنا و پیام!
اینجایی که هستید وبسایت من است؛ وبسایت شاعری بنام سروش که بهمنظور به اشتراکگذاری آثار، ایدهها، مقالات، دانستنیها و تجربیاتم ایجاد شده. هر صفحهاش، داستانی منحصر به فرد دارد و نگاهی عمیق و چند بعدی را داراست که بیپروا نوشتمش؛ از مطالب آموزندهی تخصصی در حوزهی فناوری اطلاعات و ITIL گرفته تا روزنویسهای دغدغهوار، صفحاتی از کتابهایم، اشعار و…
اینجا مکانی است برای کشف، یادگیری و آگاهی؛ شما را از دانستیهایم بینصیب نمیگذارم پس مرا از نظراتتان بینصیب نگذارید. حرفهای تازهای دارم که بسیاری از آنها را نوشتهام و خواهم نوشت. حرفهای مگو، حرفهای بیپروا، تابوهای شکستنی!
بیصبرانه منتظرم تا ببینم این نوشتهها چه کمکی به شما کرده؟
شیر آب باغچهی ما هرز شده، از هرزگی اوست که سخاوتمندانه آبی بر زمین میچکد و گلهایی از زمین میروید!
رویش گل از هرزگی، همچو لحظهای است که خطایی سهوی، برکتی پنهان به بار میآورد...
×××
شیر آب باغچهی ما هرز شده. کسی تعمیرش نکرد. شاید از بیپولی، شاید از بیتوجهی و شاید هم از فراموشی.
قطرهقطره میچکد؛ بینظم، بیاجازه، بیدغدغهی مصرف و قبض و قبضه.
هرزگیاش را همه میبینند، اما کمتر کسی سخاوت پنهانش را درمییابد.
زمین، بیآنکه قضاوتش کند، دهان باز کرده....
مرگ همیشه در قید حیات است!
#کاریکلماتور #واژه_گردان
پانوشت:
هیچ حقیقتی فراتر از مرگ برای انسان کهن و انسان مدرن وجود ندارد. تنها چیزی که برای زندگان بطور عادلانه در جهان تقسیم شده تا آن را در آغوش بگیرند مرگ است.
مرگ، در زنده بودن گیر افتاده و یا برعکس، حیات بدون حضور مرگ کامل نیست. حیات، سلولیست که مرگ در آن تبعید شده! مرگ، در بندِ حیات، نفس میکِشد!
هرچند بسیار میگویند که مرگ پایان زندگی نیست اما شاید پایان...
بسیاری از مردان تا تلفن دختری را میگیرند درصدد برقراری نه تماس تلفنی، که تماس فیزیکی هستند...
×××
با اینکه در فضای مجازی و عصر ارتباطات غوطهور شدیم و امکان تعامل مجازی با هر دختر و پسری مقدور است اما همچنان بسیاری هستند که روش سنتی لمس واقعیت را میطلبند نه مجازی.
ازطرفی حجم زیادی از مردم هستند که هنوز در ارتباط مستقیم و صمیمی با یک جنس مخالف قرار نگرفتهاند؛ همچنین بسیاری از متاهلان هستند که از بس یکهویی سر...
و هزاران مطلب منحصر و یکتا را از این شیدای نوشتن بخوانید….