یکی از چیزهایی که من آن را بلوغ فکری مینامم جدا کردن اندیشه از باورهای مذهبی است. البته نه از سر لجاجت و دشمنی با مذهب و مذهبیون؛ و نه بدون مطالعه و تحقیق و کسب شناخت.
از نظر من کسی که هنوز درگیر اعتقادات مذهبی است و این باورها، رفتار و ذهنیتش را شکل داده آدمی نیست که به بلوغ فکری رسیده باشد. در تمام مذاهب و نه فقط اسلام.
مثلاً خانمی که به اروپا یا آمریکا رفته اما همچنان محجبه است و حجاب را نماد مذهب، مصونیت و اعتقاد به بایدها و نبایدهای مذهبش میداند و خود را ملزم به آن میکند هنوز درگیر احکام هزاران سال پیش است و چنین فردی حتی علیرغم زندگی در کشور آزاد، یک آدم بسته و یا واژهی بهتر یک آدم نارس است.
×××
این احکام و هزاران نمونهی دیگر در هیچ دین و آیینی از سمت خدا نیامده. خدا اگر به ظن آنان وجود داشته باشد نباید درگیر جزئیات پوشش و افکار و منش آدمها شود. چون خالق جهانی به این بیکرانی به این شدت بیکار نیست!
اگر متدین و خداپرستید باید برای خدا، عظمت و بزرگی بیشتری متصور شوید نه آنکه آنقدر حقیر نمایشش دهید که گویی مدام درگیر نجاست موی سگ است و رهایی گیسوی زن و غسل و وضو و...
×××
بلوغ ذهنی یا فکری به وضعیت بالاتر رشد ذهن اشاره دارد.
مهمترین نشانههای بلوغ فکری: توانایی مخالفت بدون بیاحترامی، اعتراف به اشتباه و پذیرش حقایق تند دربارهی زندگی است...
از همینروست که یک فرد مذهبی بطور مشخص نظر مخالف اعتقاداتش را نمیپذیرید، هرگز به راه اشتباهی که آمده معترف نمیشود و البته که حقایق تند زندگی را نیز برنمیتابد. زیرا تمام ارکان شخصیت او بر احساسات مذهبی استوار است که در صورت تزلزل، احساس میکند هیچ هویتی ندارد!
www.Soroushane.ir