

به سروشانه خوش آمدی!
من هادی احمدی هستم؛ نویسنده، شاعر و مدرس ITIL.
بهشدت وسواس دارم روی سبک منحصر نوشتن، معنا و پیام!
اینجایی که هستید وبسایت من است؛ وبسایت شاعری بنام سروش که بهمنظور به اشتراکگذاری آثار، ایدهها، مقالات، دانستنیها و تجربیاتم ایجاد شده. هر صفحهاش، داستانی منحصر به فرد دارد و نگاهی عمیق و چند بعدی را داراست که بیپروا نوشتمش؛ از مطالب آموزندهی تخصصی در حوزهی فناوری اطلاعات و ITIL گرفته تا روزنویسهای دغدغهوار، صفحاتی از کتابهایم، اشعار و…
اینجا مکانی است برای کشف، یادگیری و آگاهی؛ شما را از دانستیهایم بینصیب نمیگذارم پس مرا از نظراتتان بینصیب نگذارید. حرفهای تازهای دارم که بسیاری از آنها را نوشتهام و خواهم نوشت. حرفهای مگو، حرفهای بیپروا، تابوهای شکستنی!
بیصبرانه منتظرم تا ببینم این نوشتهها چه کمکی به شما کرده؟

به قلم من، اینجا چه چیزهایی در انتظار شماست؟



آخرین نوشتههای من:
سرو هزارساله!
سرو هزارساله!
در بهار هیچ درختی تازه نمیشود؛ هر سالی که بیاید و برود درخت، پوستکلفتتر و پوستکلفتتر میشود، قطورتر و قطورتر.
این وسط از هول هوس جوانی و پاسخ به طبیعت از بغلش جوانهای میزند و از سرش شکوفهای.
اما درخت همچنان پیر و فرتوت است و هر سالی که بیاید پیر و فرتوتتر نیز میشود.
با اینحال میشود یک سرو هزارساله شد.
یک درخت قدیمی که قرنها را دید و نشکست.
غمها را دید و نگریست.
شوقها را دید و از جا نپرید!
×××
آمدن بهار...
ادامه...
پیامبر خویشتن!
پیامبر خویشتن!
با اینکه ادیان با شعار انسانسازی پا به میدان گذاشتند و گاه بجهت تزریقات جبر جغرافیایی و فرهنگ و ادبیات و گاه حکومت، دین به مردم خورانده میشود من نیز فکر میکردم دین، براستی انسانساز است. بخاطر همین با تمام وجودم سمتش رفتم و سپس با تمام وجود ازش فاصله گرفتم.
دین یک ارزش مشترک است برای ایجاد وحدت. اما "ارزش منحصر" کجای داستان است؟ آیا ارزش منحصر، وحدت بهتر و سالمتر نمیآورد؟
بعبارتی آیا وحدت اجتماعی بهتر است یا...
ادامه...
رحیم!
رحیم!
آهو برای بقا داشت بهمراه گلهاش از چنگ حملهی شیران گرسنه، هراسان و شتابان میگریخت؛ اما بدلیلی نامعلوم وقتی خود را دور از گله دید و فرارش را بینتیجه یافت بجای ادامهی دویدن به یکباره نشست و شیران گرد او جمع شدند...
خداخدا میکردم حرکتی بکند و خود را وارهاند؛ اما نکرد و بطرز عجیبی تسلیم شد.
دلم سوخت و جهان وحشی را بسیار بیرحم دیدم.
لاشخوری هم آن حوالی پرسه میزد تا از آنچه باقی میماند برای جوجههای تازه به...
ادامه...
و هزاران مطلب منحصر و یکتا را از این شیدای نوشتن بخوانید….
جستجو
